Al Bayraq

Azer_baijan@yahoo.co.uk

 

نظام فدرالی دمکراتیک نیست : درسی ازچچن و فدراسیون روسیه

 

اتفاقات  و وقایع روزانه برای بسیاری میتوانند آموزنده باشند. ترادژی و واقعه  دردناک  گروگانگیری چریکهای استقلال طلب چچن درشهر بسلان ایالت اوستیای شمالی یکی از آن اتفاقاتی است که درسهایی برای استقلال طلبان و فدرالیستهای ملل تحت ستم در ایران دارد.

شوونیستها و مدافعان تمامیت ارضی ایران و یاران فدرالیست آنها در میان ملل ستمدیده ترک، کرد، عرب، بلوچ و ترکمن  حداقل در یکسال گذشته دهها مقاله و گفتار در تمجید از نظام و ساختار فدرالیسم ارائه ویا منتشر کرده اند  که همه آنها در " دمکراتیک بودن فدرا لیسم"، " فدرا لیسم ا صول اساسی وا لفبای دمکراسی ا ست"، "  فدرا لیسم مترا دف با دمکرا سی ا ست " اشتراک نظر دارند.

نادرستی این دیدگاه را میتوان از زوایا ی مختلف بحث کرد ولی در اینجا فقط به یک نمونه از برخورد سیستم فدرالی روسیه به مسئله ملی در چچن اشاره میشود.

در فدراسیون روسیه  حق تعیین سرنوشت، حق تصمیم گیری ، حق انتخاب حاکمیت سیاسی وداشتن دولت ملی از ملت چچن سلب شده است. روسیه  در سال 1994 دولت تازه استقلال یافته چچن را برسمیت نشناخته و به چچنستان حمله کرد. روسیه در سال 2000 پایتخت چچنستان را اشغال نموده و با زور وسرکوب نظامی چچن را به فدراسیون روسیه  ملحق کرد.

الحاق و اتحاد اجباری یک ملت، انواع تبعیضها و سلب تمام آزادیها را بدنبال دارد.

  سلب حق تعیین سرنوشت ملتها توسط نیروهای نظامی و ضد دمکراتیک بودن سیستم فدرالی در هند و پاکستان  را ما در کشمیر، تامیل نادئو و غیره هم  مانند فدراسیون روسیه شاهد هستیم. ولی  نمونه چچن برای ما کافی است تا به بی اساس بودن ادعاهای مبلغین فدرالیسم  در دمکراتیک بودن فدرالیسم  ، وجود برادری و دوستی ملتها در سیستم فدرالی و یا  وجود امنیت و آ سایش در سیستم فدرالی وامثالهم پی ببریم.        

در طی چندین دهه گذشته، چچنها برای  کسب حق تعیین سرنوشت خود و تشکیل دولت مستقل تلاش کرده اند ودر جریان مبارزات سخت و خونین،  بسیاری از شهرها و روستاهای چچن  ویران شده، صدها هزار کشته و زخمی و تعداد بیشماری تبعید یا آواره شده اند.

امروز چچن ها در چهار چوپ فدرالیسم  حاکم در روسیه برای رفع ستم ملی و نابودی هر گونه تبعیض می جنگندند و ربط دادن آنها به" القاعده" و تروریسم جهانی ذره ای از حقانیت مبارزه استقلال طلبانه آنها نمی کاهد.

بر خلاف میل دولت فدراتیو روسیه،  چچنها میدان جنگ را به سراسرجمهوریها گسترش دا ده وگروگانگیری در بزرگترین سالن تئاتر مسکو، انفجار بمب در مسکو، عملیاتهای انتحاری، انفجار هواپیماهای توپولف وغیره از اقدامات چریکهای چچن  میباشند که  بدین شیوه ا منیت روسیه  را از بین برده و خواب را از چشمان شونیتستهای روسی ربوده اند.

در سال 2002  روسیه برای سرکوب استقلال طلبان چچن در سالن بزرگ تئاتر مسکو از انواع گازهای کشنده عصبی و خردل استفاده کرد و تعداد زیادی از مردم و چریکها را به قتل رساند.    

 هفته گذسته  در اوا یل سپتامبر چریکهای از جان گذشته چچن برای تحت فشار گذاشتن دولت فدراتیو و شوونیست روسیه، اقدام به بزرگترین گروگانگیری، در جمهوری ا وسیتای شمالی کردند تا روسیه نیروهای نظامی و اشغالگرخود را از چچن خارج کرده و استقلال چچن را برسمیت  بشناسد.

صرف نظر از درستی یا نادرستی این روشهای مبارزه و حقانیت اهداف چچن ها، دولت فدرال روسیه جواب مطالبه برحق و انسانی چچنها را با سرکوب داد و با توسل به سیاست زور به کشتار کودکان و مبارزان چچن دست زد و در عرض3 یا 4   ساعت بیش از 500 کودک را به قتل رسانده و حداقل 700 نفر را زخمی کردند.

این اقدام فدراسیون روسیه نه تنها  ولادیمیر پوتین و چکمه پوش هایش را در سظح داخلی و خارج بی اعتبار کرده بلکه مدافعان صادق  فدرالیسم  را هم شرمزده کرده و آنها را به سکوت و تفکر واداشته است.

شاید نگاهی به گذشته چچن  بیشتر ماهیت ستمگرانه و ضد دمکراتیک  فدرالیسم در روسیه را نشان دهد.

 چچن يکی از جمهوری های بزور الحاقی و تشکيل دهنده فدراسيون روسيه است که اکثر جمعيت آن را مسلمانان تشکيل می دهند.اين سرزمين در سال 1858 در جنگ روسيه با چچن به تصرف روسيه در آمد. بعد ازبه قدرت رسیدن لنین و بلشویکها در سال 1917 در روسيه نظام سرمایه داری دولتی تحت نام انقلاب سوسیالیستی مستقر شد و در سال  1922 حکومت روسیه رسما فدرال نامیده شد و چچن  به عنوان جمهوری خود مختار چچن-اينگوش يکی از جمهوری های فدراسيون روسيه اعلام شد و این جمهوری مانند دیگر جمهوریهای غیر روس از بسیاری از آزادیها و تصمیم گیریهای اقتصادی و سیاستهای  نظامی، مالی وخارجی محروم ماند و این محرومیتها و تبعیضها تا امروز اعمال شده است. 

در سال 1944، حکومت استالين اهالی اين جمهوری را به اتهام همکاری با آلمان نازی به سيبريه و مناطقی در آسيای ميانه کوچ داد که در جريان آن هزاران نفر جان دادند اما در سال 1957دولت شوروی موقعيت اين منطقه را به عنوان يک جمهوری خودمختار مجددا به رسميت شناخت .

پس از فروپاشی اتحاد شوروی در سال 1991، جوهر دودايف در انتخابات رياست جمهوری چچن پيروز شد و استقلال اين سرزمين از روسيه را اعلام کرد و بعد از دهه ها  چچن  از شر ستم ملی نجات پیدا کرده و به صف کشورهای استقلال یافته آذربایجان شمالی ، ارمنستان، سولونیا، گرجیا، لیتوانی، استونیا، اکرائین،  ترکمنستان، ازبکستان، تاجکستان، کازاخستان و غیره ملحق شد.

اکنون  فدراسيون روسيه از بخش های مختلف از جمله 21 جمهوری خودمختار تشکيل يافته است.

در سال 1994، دولت روسيه، که استقلال چچن را مردود می دانست، واحدهای ارتش اشغالگر خود را برای سرکوب دولت و نهضت استقلال طلبانه چچن به اين جمهوری مستقل اعزام کرد و در جريان جنگ دو ساله بين کشور مستقل چچن و نيروهای روسی،  فقط بيش از دوصد هزار غيرنظامی کشته شدند.

در سال 1996، جوهر دودايف در حمله موشکی نيروهای روسيه کشته شد و جانشين وی يک توافق نامه سازش و صلح را با روسيه امضا کرد که چند ماهی باعث توقف درگيری شد.

در سال 1997، اصلان مسقدوف به رياست جمهوری چچن انتخاب شد و حکومت وی مورد شناسايی روسيه قرار گرفت و يک قرارداد صلح بين دو دولت امضا شد.با اينهمه، در چچن جنگ ادامه داشت و در سال 1999، آقای مسقدوف تاسيس جمهوری اسلامی چچن را اعلام کرد.

 مجددا ارتش روسيه به منظور اجرای عمليات نظامی وارد اين سرزمين شد که آوارگی دهها هزار چچنی را در پی آورد. اقدام روسيه به تشديد درگيری بين استقلال طلبان و نيروهای روسيه به اقدامات  چریکی در ساير نقاط روسيه منجر شد.

در سال 2000، نيروهای روسی گروزنی، پايتخت چچن را به تصرف در آوردند و دولت روسيه اعلام کرد که مسقتيما اداره امور چچن را در دست می گيرد و احمد قادروف را به عنوان سرپرست تشکيلات اجرايی محلی  تعيين کرد.

احمد قادروف،در اثر انفجار بمب در گروزنی پايتخت چچن کشته شد. انتخابات چچن به منظور برگزيدن جانشين احمد قاديروف برگزار شد و در اين انتخابات علی الخانف، که از حمايت کرملين برخورداربود.  با رد صلاحيت سعيدعليف، رقيب اصلی الخانف، برای شرکت در اين انتخابات، نتايج رای گيری از پيش قابل پيش بينی بود. در انتخابات غیر دمکراتیک بعدی احمد  قدير اف تنها نامزد اين انتخابات بود  و تمامی رقبای وی يا از مبارزات انتخاباتی کنار رفته اند و يا صلاحيت آنان قبل از برگزاری انتخابات رد شده بود. تعدادی از سازمان های طرفدار حقوق بشر همه  انتخابات صورت گرفته در چچن  را به عنوان اقدامی ضد دمکراتیک و نمايشی از سوی دولت روسيه رد کرده و گفته اند که فدراسیون روسيه کوشيده است پيشاپيش نتايج انتخابات را تعيين کند. استقلال طلبان چچن  تاکنون سه رئیس جمهور از چهار رئیس جمهور مدافع روسیه را در چچن به قتل رساندند........

بروشنی دیده میشود که در طول تاریخ فدرالیسم در روسیه، چچن ها از آزادی و حق تعیین سر نوشت خود و تشکیل دولت ملی محروم شده اند و فدرالیسم نتوانسته جوابگوی حل مسئله ملی چچن یاملل تحت ستم دیگر در روسیه  باشد.

با توجه به درسها و تجربیات فوق که شکست سیستم و حکومت فدرالی را به نمایش میگذارند اکنون خطای نابخشودنی است که این شیوه حکومتی ظالمانه وستمگرانه را  در کشور کثیرالمله ایران بعنوان بهترین و مدرن ترین آلترناتیو حکومت نامید.

 تعدادی از احزاب سراسری، شوونیست ایرانی و فارس و متاسفانه تعدادی ازاحزاب و سازمانهای فعال ملل تحت ستم  در ایران فدرالیسم را هدف خود قرار دادند.

 ملل ترک آذربایجان ، کرد، بلوچ، عرب و ترکمن نمیخواهند سرنوشت چچنی ها را در ایران فدراتیو آینده تجربه کنند.  ملت کرد حاضر نیست قتل عامها، آوارگیها، ویرانی شهرها و روستاها، اعدامهای وسیع و فقر و بدبختی را که در حکومت اسلامی و سلطنتی متحمل شده اند باز در ایران فدراتیو آینده شاهد شود. آذربایجان جنوبی  میتواند مانند آذربایجان شمالی کشور مستقل و حتی بسیار قدرتمندتر، پیشرفته و دمکراتیک تر از آن باشد چرا باید شاهد قتل عام 21 آذر 1946 را در ایران فدرال آینده باشد......    

استقلال حق هر ملتی است. تنها استقلال میتواند به ظلم ملی پایان بخشد. این واقعیت را ما هر روزه در جهان شاهد هستیم.  کمونیستها ومارکسیستها از حق استقلال ملتها  دفاع کرده ومبارزه برای آن را یکی از وظایف خود میدانند.

زنده باد استقلال چچن

 زنده باد استقلال  ملل ستمدیده ترک، کرد، عرب، بلوچ وترکمن در ایران

 

    

 

 

 

.

 

 

 

1