سخنی چند…
در مطلب
پیشین ام
نوشتم که این
سایت ملال
آور شده است.
حالا می
نویسم که
برخی از
کامنت های
دوستان از
سطح ملال
آوری عبور
کرده و به سطح “چندش
آوری” رسیده
است.
رهگذر عزیز
خوب اشاره
کرده بود که”
ما یک آتش بس و
آشتی و دوستی
و خون تا زه
نیا ز داریم. و
این نمی شود
مگر آنکه شما
رهبری را به
دست بگیرید.”
این که علی
تبریزلی “بخور”
نیست، نکته
دقیقا همین
جاست! مگر این
سایت رینگ
بوکس است که
بزن و بخور
داشته باشیم؟
من بر آن بودم
که در این
سایت در کنار
موضوع های
شخصی بنده (وبلاگ
نویسی)، یک
سری مسایل
ملی و هویتی و
قومی هم مطرح
بشود که به
نظرم به شدت
جایش در سایت
های دیگر
مطبوعات و
رسانه های
فارسی زبان
خالی بوده و
است. می
خواستم یک
گفتمان مدنی
در این باب
باب شود. اما
شوربختانه
دیدم و دیدید
که خیلی ها
اصلا اهل
مدارا و
گفتمان
نیستند. این “خیلی
ها” هم، هم ترک
هستند و هم
فارس. (منظورم
از ترک ترک
زبان و از
فارس فارسی
زبان است).
برخی از این
خیلی ها هم
بنا به مد روز -
عرض اندام
کردن در
برابر حکومت
اسلامی ایران
- هنوز در
دوران اول
زمین شناسی
یا در هزارهء
نخست تاریخ
دو هزار و
پانصد سال
پادشاهی
ایران زمین و
تمدن باستانی
“چو ایران
مباشد تن
مباد!” جولان
می دهند و
نفرت از ترک و
تازی در
وجودشان
نهادینه شده
است و هر حرف و
سخنی را
اهانت به
فرهنگ والای
باستانی می
دانند، و
برخی هم تحت
جنبش هویت
طلبی و
دادخواهی،
فارسی زبانان
را سگ زبان و
بی غیرت و
غیره می
دانند. من
بسیار سعی
کردم که این
سایت را سایت
اندیشیدن و
مدارا بکنم.
حالا می بینم
که شکست
خورده ام.
کسانی که با
رگ های پر زور
گردن صحبت می
کنند البته
صداهای دیگر
را خفه می
کنند. (حالا می
خواهیم غیر
آخوندان بر
ما حکومت
کنند!! خودمان
هزار آخوند
هستیم.)
…. بارها نوشته
ام که اصولا
با نام
مستعار نوشتن
در دنیای
مدرن خیلی
پسندیده نیست.
اما خیلی ها
ترجیح می
دهند که با
نام مستعار
بنویسند. حق
دارند البته.
برخی حتی بی
نام و نشان هم
می نویسند که
البته اصلا
پسندیده نیست!
دست کم یک
آرشی، مارشی،
افشینی،
مفشینی و … پای
نوشته شان
بگذارند بهتر
است.
برخی هم با
نام تموچین و
آتیلا و غیره …
می نویسند که
اینجا دیگر
دیگ صبر و
مدارای برخی
از “آریائیان”
می جوشد و سر
می رود. بو دور
کی واردور. به
نظر من
انتخاب نام
مستعار هر
چند نشانگر
یک مقدار
علاقه و
وابستگی است.
اما هر کس
باید حق
داشته باشد
هر نامی را که
دلش بخواهد
بتواند در
این دنیای
مجازی
استفاده کند. “آتیلا
پسیان” یک
هنرمند بسیار
خوب تئاتر و
سینمای ایران
است. “عمر” فقط
یکی از خلفای
راشدین نیست
که شیعه ها از
او نفرت
دارند و
برایش مراسم “عمرکشون”
درست می
کنند، بلکه
نام عمرخیام
هم است که بر
تارک ادبیات
و ریاضیات
ایران و جهان
می درخشد، یا
نام کوچک عمر
شریف است که
هنرمند بزرگی
است. حالا هی
بیاییم
تموچین
مموچین را
تحقیر کنیم.
که چی؟
در هر حال با
آنکه من
بارها و
بارها و
بارها از هر
گروه انتقاد
کرده ام ولی
این
انتقادهای من
هرگز مثلا به
گوش علی
تبریزلی نمی
رود که نمی
رود و او نمی
شنود و خوب
نمی خواند و
مرتب به من
تهمت می زند.
در هفتهء پیش
با آنکه
نوشتم آن
جمله مربوط
به سعدی و
حافظ را من
ننوشته ام و
دقیقا نوشتهء
خودم و نقل
قولی را که
تبریزلی کرده
بود، آوردم.
اما این دوست
عزیز نه تنها
از نقل قول
قلابی خود
پوزش نخواست
بلکه با دست “بزن”
خود یکی دیگر
زد!
اینجا باید
نکته ای را
بازگویم.
معمولا این
سایت صبح ها
توسط
سرایدارچی
عزیز به روز
می شود و
عصرها توسط
بنده. ما هر دو
سعی می کنیم
که مطالب
اهانت آمیز
را حذف کنیم.
بگذریم که
گاهی از
دستمان در می
رود… منتهی
مخالفان
عقیدتی
تبریزلی دست
کم اندکی شرم
و انسانیت
سرشان می شود
که جز دو سه
مورد به
احترام
خوانندگان
سایت اعتراضی
نکنند. جز یک
نفر که
متاسفانه حتی
مجبور شدم او
را بکلی حذف
کنم و او هم
اتفاقا از
هویت طلبان
ترک بود. سهند
را می گویم. من
به جرات می
گویم که شمار
کامنت های
حذف شدهء
جبههء مخالف
تبریزلی خیلی
خیلی بیشتر
از جبههء
موافقان
ایشان است. من
که نمی آیم هر
روز گزارش
بدهم که
امروز چند تا
کامنت از این
و آن را حذف
کردم!
پس از این هم
به این
نوشتارهای
واکنشی و
تهاجمی سعی
خواهم پایان
بدهم. من با
آنکه در این
سایت و توسط
این سایت با
انسان های
بسیار شریف و
نازنین آشنا
شدم و بعضی از
این آشنایی
ها به دوستی
های صمیمانه
هم منجر شد،
در عین حال با
چهره های غیر
مداراگر و
تهاجمی نیز
آشنا شدم که
نوشته شان
سراسر نفرت
است و اهانت و
این نکته مرا
از سایت
داشتن شرمنده
و منزجر می
کند.
به نظرم می
رسد از
دوستان عزیز
خواهش کنم که
فعلا یا فقط
مطلب (نه
واکنش)
بنویسند یا
نوشته های
جالب دیگران
را در سایت
بگذارند.
من خود تصمیم
دارم که کم کم
عطای سایت را
به لقایش
ببخشم یا
اینکه از
دوستان دیگری
خواهش کنم
این سایت را
مدیریت کنند
و من بتوانم
نفسی بکشم
دور از نفس
کشیدن طلبیدن
های برخی از
دوستان.