سامان فرجیبیرگانی
چهاردهم
خرداد فیلم «صنوبر»
برای چندمین
بار از شبکه
پنج صدا و
سیمای ایران
پخش شد .این
فیلم که به
ظاهر برای
نشان دادن
بخشی از زندگی
«امام» تهیه
شده استُ در
سالهای گذشته
اعتراضات و
انتقادات
فراوانی را در
پی داشت. هرچند
هیچگاه
مسوولین صداو
سیما از ساخت
این فیلم
ابراز
پشیمانی
نکرده و در
مقام توضیح
برنیامدند،
اما تکرار
نشدن و عدم پخش
مجدد آن به
منزله پذیرش
اشتباهات
سازندگان و
احترام به نظر
منتقدین تلقی
می شد.
لکن تکرار
مجدد این فیلم
در چهارده
خرداد بار
دیگر اعتراض
منتقدین
وبختیاریها
را در پی داشته
است و اینبار
به دلیل
همزمانی با
انتخابات دامنههای
گستردهتری
پیدا
کرد و به یک
موضوع سیاسی
تبدیل شد.
در
فیلم «صنوبر»
که به روایت
سالهای جنگ
جهانی اول و
وضعیت
اجتماعی مردم
«کمره» در آن
مقطع می
پردازد،
مشخصا در مورد
دو جریان
بختیاری
موجود در
منطقه کمره،
یکی در مورد
گروهی از
طایفه ذلقی از
ایل چهار
لنگ
بختیاری و
دیگری در مورد «امیر
مفخم بختیاری»
از شخصیتهای
دخیل در حوادث
مشروطه
تصاویر و
دیالوگهای
طولانی و جود
دارد.
رو
یهمرفته
در صحنههای
این فیلم
بختیاریها
مردمی
غارتگر،
خونریز و کم
خرد نشان داده
میشوند
که کاروانها
و شهرها را
غارت کرده و
دست به قتل
مردم عادی می
زنند.
دریکی
از صحنه ها
علیقلی ذلقی و
طایفه او وارد
منطقه «کمره»
می شوند تا با
یکی از شخصیتهای
داستان به نام
«میرزا» گفتگو
کنند «علیقلی
ذلقی »دستور
میدهد
که هیچکس دست
به غارت نزند
اما افراد
همراه وی که
همه لباس کامل
بختیاری به تن
دارند به قتل و
غارت مردم
پرداخته و در سکانسی
دیگر یک
تفنگچی
بختیاری در
حالی که
همقطار وی در
حال دزدی است
بی رحمانه و از
پشت سر به یک
زن سالخورده
شلیک کرده و
او را میکشد.
مانور فیلم بر
روی شخصیت« زن »
قبل و بعد از
کشته شدن او،
احساس بسیار
بدی برای
بیننده نسبت
به قاتلین وی
القا میکند.
در جای جای این
فیلم ،سواران
بختیاری
مردمی خشن
فاقد نزاکت و
اخلاق معرفی
شدهاند
.
بخش
دیگری از فیلم
به طور صریح
اشاره به
شخصیت و زندگی
«امیر مفخم
بختیاری» میپردازد
در یکی از
دیالوگها
گفته میشود: "امیر
مفخم" که هیچ
چیز نداشت و
از وقتی که به
کمره آمده
صاحب همه چیز
شده" و جای
دیگر امیر
مفخم را با «ستار
خان» مقایسه
کرده و یکی از
شخصیتها
میگوید
"از مشروطه
ستارخان نصیب
دیگران شد و
امیر مفخم گیر
ما افتاده " در
صحنههای
مختلف شخصیت
این خان
بختیاری به
عنوان شخصی
متظاهر و عوامفریب
دارای ارتباط
مشکوک با
بیگانگان و بیرحم معرفی
میشود
که به دروغ خود
را مشروطه
خواه جلوه
داده است .
ذلقیها:
طایفه
ذلقی یکی از
شعب بزرگ ایل
چهارلنگ
بختیاری است
که در منطقه
وسیع
جغرافیایی از
شهرستان خمین
در استان
مرکزی و
الیگودرز و
درود و ازنا در
لرستان و
دزفول و شوشتر
و مسجدسلیمان
و
لالی
ودرخوزستان و
منطقه لبد در
چهار محال و
بختیاری
سکونت داشته و
تاریخ روشنی
در گذشته خود و
معادلات قدرت
در مناطق
وسیعی از غرب
کشور داشتهاند
. در برخی
ادوار مانند
اواخر دوره
صفویه و دوره
زندیه در سطح
ملی به سود
استقلال و
تمامیت ارضی
ایران نقش
آفرین بوده
اند. و جمعیت
کنونی آنها تا
دویست و شصت
هزار نفر
تخمین زده شده
است.
امیر
مفخم
:
امیر
مفخم فرزند «امامقلی
خان حاج
ایلخانی» از
قدرتمندترین
خوانین
بختیاری در
اوایل قرن
اخیر بود.
پدر،
عمو
و برادران و
عموزادگان
امیر مفخم و در
مقطعی خود
ایشان حاکم
برکل بختیاری
بودهاند.
قدرت و ثروت
این خانواده
به حدی بود که «ناصرالدین
شاه »و «ظل
سلطان» حاکم
اصفهان از
ایشان بیمناک
شده و دست به
قتل برخی از
آنها و دست
درازی به
اموال این
خانواده زد . امیر
مفخم اگرچه در
جریان مشروطه
در ابتدا از
محمدعلیشاه
حمایت می کرد
اما چون بدنه
ایل بختیاری و
عموزادگان وی مانند
سردار اسعد،
صمصام
السلطنه و حتی
فرزندان و
برادران خود
امیر مفخم از
هواداران
مشروطه
بودند در زمان
حمله نیروهای بختیاری
و فتح تهران
دست از حمایت
محمدعلیشاه
برداشت علیه
نیروهای
ملیون اقدامی
نکرد.
یکسال
پس از فتح
تهران وقتی
بار دیگر «شاهزاده
سالارالدوله»
ومحمدعلیشاه
با جمع آوری
نیروهای تازه
نفس برای باز
پسگیری
پایتخت از
مشروطه
خواهان، از دو
جانب غرب و شرق
به تهران
حمله کردند
امیر مفخم و
برادرش «نصیرخان
سردار جنگ» به
همراه سایر
نیروهای
بختیاری به
دفاع از تهران
پرداختند و در
چندین جنگ
سلطنت خواهان
را شکست داد .
امیر
مفخم به
همراه سایر
قوای بختیاری
در دفع فتنه «محمد
حسن خان کاشی»
که پس از تضعیف
دولت مرکزی در
اصفهان و
کاشان سربه
شورش برداشته
بود و به غارت
و قتل مردم می
پرداخت،
مجدانه تلاش
کرد. وی
همچنین در
خلال سالهای
جنگ جهانی اول
که هیچ قدرت
مرکزی برای
دفاع از کشور و
جود نداشت و
بخشهای
مرکزی و جنوب
به اشغال
روسیه و
انگلیس در
آمده بود به
همراه
اتحادیهای
از خوانین
جوان و
تحصیلکرده
بختیاری که
در قالب حزب «ستاره
بختیاری»
فعالیت میکردند
به جنگ علیه
اشغالگران
روس پرداخت.
باید
توجه داشت که
در خلال سالهای
جنگ جهانی اول
دولت مرکزی
دولتی بسیار
ضعیف بود و هیچ
نیرویی برای
دفاع از
تمامیت ارضی
کشور نداشت به
همین دلیل
وقتی بخشهای
وسیعی از
ایران به تصرف
روسیه و
انگلیس در
آمد، دربعضی
مناطق کشور به
طور خود جوش
نیروهایی
برای اخراج
اشغالگران
شکل گرفت.
میرزا
کوچک خان
جنگلی ،محمد
تقی خان
پسیان،
رییس
علی دلواری و
اتحادیه
خوانین جوان بختیاری
به رهبری "سردار
مریم بختیاری"
از جمله این
نیروها بودند.
خوانین
جوان بختیاری
به رغم مخالفت
برخی بزرگان
آنها که
خواهان عدم
مداخله در جنگهای
داخلی بودند
اتحادیه ای
نیرومند بر
علیه
اشغالگران
تشکیل دادند .
همه
نیروهای ملی
که در آن مقطع
برضد
اشغالگران می
جنگیدند برای
برقراری
توازن میان دو
ابرقدرت روس و
انگلیس به
آلمانها
متمایل بودند.
زیرا کشور
آلمان برخلاف
این دو
ابرقدرت خود
و نیروهایشان
هیچ گونه مرزی
با ایران
نداشتند. از
طرف دیگر دولت
آلمان هم
تمایل زیادی
برای ضربه زدن
به رقبای خود
در ایران
داشت، با آنها
متحد شد و
اسلحه و
مستشار نظامی
در اختیارشان
میگذاشت،
به
این صورت به
رغم نبود یک
نیروی دفاعی
مرکزی، همین
مقاومتهای
خود جوش محلی
یکپارچگی
کشور را حفظ
کرد.
روابط
بختیاریها
با آلمانها به
دلیل داشتن
دشمن مشترک
بسیار
صمیمانه شد و
هنگامیکه
کنسول آلمان
در اصفهان
مورد تعقیب
قرار گرفت تا
مدتها
در میان
بختیاریها
پنهان بود که
شرح آن به
تفصیل در
اسناد وزارت
خارجه آلمان
موجود است روسها
به تلافی پناه
دادن بختیاریها
به کنسول
آلمان خانه
تعدادی از رهبران
بختیاری در
اصفهان از
جمله خانه
سردار مریم را
غارت کردند .
جالب
آنکه در بخشی
از فیلم «صنوبر»
سکانسی راجع
به دیدار
کنسول آلمان
با امیر مفخم
وجود دارد، و
به صراحت از
اعزام چهارصد
نیروی مسلح
برای مبارزه
با روسها
توسط امیر
مفخم اشاره
میشود.
اما فیلمنامه
نویس و
کارگردان از
این حرکت
شجاعانه طوری
یاد میکنند
که گویی این
کار امیر مفخم
از روی ریا و
شیطنت بوده،
فیلم پس از
سکانسی که
امیر مفخم را
در حالتی
مزورانه نشان
میدهد
از مسئله
اعزام نیروها
به تندی عبور
میکند
و به برجسته
کردن موضوعات
کم اهمیتی
همچون تنبیه
رعایا توسط
مباشر ایشان
میپردازد.
مرحوم
آیت ا...
پسندیده
برادر امام از
این امیر مفخم
ختیاری به
نیکی یاد کرده
و در چندین جا
از خاطرات خود
صراحتا به
خدمات ایشان
اشاره دارد .
واقعیت
آن است که صورتی
که نیروهای
بختیاری در آن
مقطع در مرکز و
جنوب کشور
برعلیه
انگلیس و
روسیه نمیایستادند
شهرهای مهمی
چون اصفهان به
دست روسها می
افتاد و همه
کشور با خطر
سقوط مواجه میشد.
برای
شناخت حس
وطنخواهی
بختیاریها
در آن مقطع
شاید نقل قول
یک بی طرف غیر
ایرانی مفید
باشد : «فیدر
مایر» صاحب
منصب نظامی
آلمان که در
جنگ جهانی اول
در ایران حضور
داشت در مورد
روحیه عمومی
بختیاریها
به کشور
متبوعش گزارش
میدهد
:«بختیاریها
ایلی هستند که
مرکز ایران را
زیر سلطه
دارند و در عین
حال تنها
عشیره ایرانی
محسوب میشوند
که مفهوم وطن
برای آنها
فراتر از حدود
چراگاه و
مراتع دامهایشان
است»
تاکنون
صداو سیمای
جمهوری
اسلامی در
مورد نقش سایر
نیروهای ملی
ایران که بر
علیه
اشغالگران در
خلال جنگ
جهانی اول
مبارزه کردند
برنامه های
مختلفی تهیه
کرده است.
فیلمهای«
کوچک جنگلی»،
«تفنگ
سرپر »و «دلیران
تنگستان» در
همین راستا
تولید شدهاند. همچنین
بارها در مورد
نقش «محمدتقی
خان پسیان»
سخن گفته شده و
یک فیلم
سینمایی نیز
در مورد زندگی
ایشان تولید
و پخش شد.
اما
هرگز در مورد
نبردهای
متعدد
بختیاریها
که اصلیترین
وقدرتمندترین
نیروی ضد
استعماری
بودند ذکری به
میان نیامده،
طبق
اسناد موجود و
سخن معمرین
حتی بخش اعزم
نیروهای شهید
محمدتقی خان
پسیان ـ خصوصا
در جنگ
«
گردنه سرخ» ـ و
نیروهای «رییس
علی دلواری»
را سواران
بختیاری
تشکیل می داده
اند .
جالب
آنکه صدا
وسیما پس از
سالها
سکوت و تجاهل
در مورد تلاشهای
صادقانه
بختیاری در
حفظ استقلال و
تمامیت ارضی
کشور وقتی هم
که میخواهد
اشارهای
به وضعیت داخلی
کشور و
نقش
حساس بختیاریها داشته
باشد بختیاری
را به عنوان
قومی غارتگر،
قاتل و بینزاکت
جلوه میدهد
.
عجیب
است که
سازندگان این
فیلم و
مسوولین صدا و
سما این همه
جانفشانی
بختیاری و
اسناد غیر
قابل انکار
تاریخی در
مورد تلاش بختیاریها
در حفظ کشور در
شرایطی که هیچ
مسوولیت رسمی
در قبال جنگ
علیه
اشغالگران را
نداشته
اند را نادیده
می گیرند و با
استفاده از
کیسه ملت به
تحقیر و رواج
بدبینی علیه
یک قوم می
پردازند.
سوال
اینجاست
سازندگان و
محققان این
فیلم چگونه
غارتگری دسته
ای کوچک از
ایلات راـ که
بنا بر شرایط
نا امن آن زمان
ـ دور از
انتظار هم
نبوده است را
میبینند،
اما چگونه
نبردهای مهم
بختیاری در
همان زمان را
با اشغالگران
نادیده می
گیرند؟ چرا
سوار بختیاری
که همواره به
عنوان وطن
خواه و آزاده
در تاریخ نقش
آفرینی کرده
است،
دزد
و بی نزاکت و
قاتل معرفی می
شود؟
با
توجه به تاثیر
صدا و سیما و
فراگیری این
رسانه باید
توجه داشت که
پس از هر نوبت
پخش این فیلم،
لباس گویش و
رفتار
بازیگران آن و
فیلمهای
مشابه
دستمایه
ریشخند و
تحقیر
بختیاریها
در میان اقوام
پیرامونی شده
و برخیها
تا مدتها
پس از پخش این
فیلم به صحنههایی
از آن استناد
کرده و قضاوت
عمومی نسبت به
بختیاری را
تنزل میدهند.
روایت
رسمی تاریخ و
صداو سیمای
جمهوری
اسلامی هرگز
به تاریخ پر
افتخار
بختیاری و قوم
لر در دو قرن
اخیر اشارهای
ندارد و
نقش
آنها در حفظ
تمامیت ارضی
در خلال سالهای
جنگ جهانی اول
را همچون نقش
آنها در
انقلاب
مشروطه
نادیده گرفته
و مهر سکوت زده
است
هر
چند بارها به
پخش فیلم «صنوبر»
اعتراض شده
اما پخش مجدد
آن در این زمان
مورد سوال است
اگر
پخش مجدد این
فیلم را با حضور
دو کاندیدای
بختیاری در انتخابات ریاست
جمهوری و
خصوصا نزدیکی
شیخ مهدی
کروبی به ایل
ذلقی و پوشیدن
لباس بختیاری
توسط دکتر
محسن رضایی و
اشاره صریح
ایشان به
بختیاری بودن
خود در فیلم
انتخاباتیاش مرتبط
بدانیم از
واقعیت دور
نرفته ایم
البته این
اولین باری
نیست که صداو
سیما به طور
رسمی در فیلمهای
خود به توهین
علیه بختیاریها
میپردازد
و پیشتر نیز در
یک مجموعه طنز
و مجموعه
تلوزیونی
دیگری به لباس
بختیاری
توهین کرده
بود پی گیری
حقوقی و اقامه
دعوی بر علیه
سازندگان
فیلم صنوبر و
مسوولین صدا
وسیما شاید
تنها راه
پاییان دادن
به روند کنونی
تحقیر
بختیاریها
باشد.
http://www.kolonchi.blogfa.com/post-33.aspx
http://www.loor.ir/News.asp?nid=1427&ln=fa